یه قطعه شعر و متن که خیلی دوسش داشتم

سلام ببخشید متن داستانم واسه وبلاگم مشکل ایجاد کرده مجبور شدم نظز 2تا از دوستامو انتقال بدم و متنو حذف کنم معذرت میخوامناراحت

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

خداوندا !
مگر نه‌اینکه من نیز چون تو تنهایم
 پس مرا  دریاب
و به سوی خویش بازگردان ،
دستان مهربانت را بگشا
که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم .

/ 10 نظر / 27 بازدید
مجید . ف

سلام الناز عزیز پستهای قشنگی داری . بهت تبریک میگم منتظر متنهای قشنگترت هستم موفق باشی [گل]

شبگرد نا آشنا

درود قلم شیوایی دارین منو یاد چند سال پیش خودم میندازه که قلمم را دوست داشتم اما این روزها قلمم خشک شده بگذریم امیدوارم دیگه هوای دلتون بارانی نشه یا اگه شد مثل بارون بهار زود تمام شه

Asal_Cheshm

امیدوارم مشکلات زودتر حل شوند. با تشکر از حضور گرم شما من به روز هستم ومنتظر نظرهای خوب شما[گل]

صالح

سلام مجدد [لبخند] از اینکه منو لینک کردی ممنون [خجالت] شما هم در وبلاگ من لینک شدید. [تایید]

صالح

باز هم سر بزن خوشحال میشم [خرخون][فرشته]

پرنس

سلام خوشحالم که میبینم برگشتم به این دنیای زیبای دلها مصادف بود با برگشت تو[پلک] آپ زیبایی بود. آرامش نزدیکتر از اونیه که انتظارش رو داریم فقط باید انتخابش کنیم. امیدوارم تو هم زودتر ببینیش و انتخابش کنی[لبخند]

اشو 1931-1990

سلام الناز عزیز وبلاگ قشنگه بهم سر بزن[گل]

اشو 1931-1990

سلام الناز عزیز وبلاگ قشنگه بهم سر بزن[گل]

نوید

سلام دوست خوبم الناز خانوم امیدوارم خوب باشی من چند روزی بود نبودم منونم که به وبلاگم اومدی در ضمن تو یاهو هم ادت کردم

اشو 1931-1990

بازم سلام امید وارم که حالتون خوب باشه شما تو نگاه لینک شدید بهش سر بزن مرسی[گل]